سرباز وطن

  • خانه 
  • هفته دفاع مقدس یا حسین شهید شهدا زیارت نامه شهدا ذکر خدا یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام ابا عبدالله الحسین علیه السلام یا حسین غریب خدا 

مرگ

06 فروردین 1401 توسط فائزه سروندی

? امام حسین (ع) : 

 

✍ ای فرزند آدم یاد کن #مرگ خویش را، وخوابیدن خود را در قبر، و ایستادن خود در برابر خدا را، درحالیکه اعضایت علیه تو شهادت می دهند! 

 

? ارشادالقلوب، ج ۱، ص ۲۹

‌

 نظر دهید »

امام صادق(ع)

06 فروردین 1401 توسط فائزه سروندی

? امام صادق عليه السلام:

 

✍ چه بسيار دنياطلبانى كه به آن نرسيدند و چه بسيار كسانى كه به دنيا رسيدند و از آن جدا شدند!  

 

? الكافی ج 2 ص 455

 

 

 نظر دهید »

داستان پند آموز

06 فروردین 1401 توسط فائزه سروندی

‌

?#حکایت

 

روزی کلاغی در کنار برکه نشسته بود.

 آب می خورد و خدا را شکر می کرد.

طاووسی از آنجا می گذشت؛ 

صدای او را شنید و با صدای بلندی قهقهه زد.

کلاغ گفت:«دوست عزیز چه 

چیزی موجب خنده تو شده است؟

طاووس گفت:« ازاین که شنیدم خدا را برای نعمت هایی که به تو نداده شکر می گویی»

بعد بال هایش را به هم زد و دمش را مانند چتری باز کرد و ادامه داد: «می بینی خداوند چقدر مرا دوست دارد که این طور زیبا مرا آفریده است؟!»

کلاغ با صدای بلندی شروع به خندیدن کرد.

 طاووس بسیار عصبانی شد و گفت:«به چه می خندی ای پرنده گستاخ و بد ترکیب؟»

 کلاغ گفت:« به حرف های تو، شک نداشته باش که خداوند مرا بیشتر از تو دوست داشته است؛ چرا که او پرهایی زیبا به تو بخشیده و نعمت شیرین پرواز را به من و ترا به زیبایی خود مشغول کرده و مرا به ذکر خود»

 

 نظر دهید »

امام کاظم (ع)

06 فروردین 1401 توسط فائزه سروندی

✨امام کاظم(ع)

 

بهای جان های شما،

جز #بهشت? نیست؛

پس خود را

به کمتر از آن مفروشید.☘

 

کافی؛1:19

 

 

 

 نظر دهید »

شهید

06 فروردین 1401 توسط فائزه سروندی

یک روز که آقا ابراهیم به منزل ما آمده بود، جلوی همه دولا شد و دست

پدرم را #بوسید!

تعجب کردم. او #قهرمان ورزش و کشتی

بود. تمام محل او را می شناختند.

او قهرمان ورزش و #کشتی بود.

تمام محل او را میشناختند.

آقا ابراهیم گفت : 

(( شما سادات و اولاد حضرت زهرا ‘علیه السلام’ هستید. احترام شما واجب است))

به توصیه ی #ابراهیم، آن شب با پدرم به زورخانه حاج حسن رفتیم. از آن روز

من هم جزو ورزشکاران آن فضای معنوی شدم.

هر وقت وارد میشدم بلند میگفت:

سلامتی سادات #صلوات. بعد هم تا من وارد گود نمیشدم

خودش وارد نمیشد.

مرشد زورخانه هم بلند میگفت: برای

جد #سادات صلوات

برخوردهای ابراهیم باعث شد که به 

#سید بودنم افتخار کنم.

اخلاق و رفتار او در من و در بسیاری از ورزشکاران تاثیر داشت.

همه دوستش داشتند…

همه جا صحبت از روحیه ی #پهلوانی ابراهیم بود.

 

#سلام_بر_ابراهیم۲?

#روایت: #سید_کمال_سادات_شکرآبی

 

 

#داستانهای_آموزنده

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 28
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

سرباز وطن

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس